Toggle stanza 1
در نگارستان تهمت دامن گل پاک نیست
1

در نگارستان تهمت دامن گل پاک نیست

گر همه پیراهن یوسف بود، بی چاک نیست

2

ثابت و سیار او سوزانتر از یکدیگرند

آتش افسرده در خاکستر افلاک نیست

3

آسمان از گریه ما خاکساران فارغ است

باغبان را هیچ پروایی سرشک تاک نیست

4

ما سمندر مشربان را کی تواند صید کرد؟

از می گلگون رخ بزمی که آتشناک نیست

5

خاک بر فرقش اگر از کبر سر بالا کند

هر که داند بازگشت او به غیر از خاک نیست

6

طره دستار می باید که باشد زرنگار

اهل ظاهر را نظر بر شعله ادارک نیست

7

دل به روی راست، خال او ز مردم می برد

خانه صیاد اینجا از خس وخاشاک نیست

8

ما ز هر روزن سری چون مهر بیرون کرده ایم

روزن جنت به غیر از حلقه فتراک نیست

9

چون تواند صبح پیش سینه من شد سفید؟

در بساط صبح بیش از یک گریبان، چاک نیست

10

جاده چون مار سیه آوارگان را می گزد

ما و آن راهی که دام نقش پا در خاک نیست

11

روزگارم تیره صائب زین سواد ناقص است

شمع در ویرانه ام از شعله ادراک نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور