غزل شمارهٔ 2205
Toggle stanza 1در وطن جوهر سخن خوارست
11
در وطن جوهر سخن خوارست
در نگین نام رو به دیوارست
22
در غریبی کند سخن شهرست
گل نمایان به طرف دستارست
33
نیست از جذب کهربا نومید
کاه هر چند زیر دیوارست
44
بر ندارد کسی که بار از دل
دیدنش بر دل جهان بارست
55
پاس رخسار گلعذاران را
عرق شرم، چشم بیدارست
66
بیکسان را غمی نمی باشد
غم عالم به قدر غمخوارست
77
دل عاشق کجا و کعبه و دیر؟
کودک شوخ، خانه بیزارست
88
هر بلندی که آخرش پستی است
پیش صاحب بصیرتان دارست
99
مور تلخی نمی کشد صائب
خاک بر قانعان شکرزارست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

