Toggle stanza 1
با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست
1

با شکرخنده خوبان، نمک یاری نیست

گل این باغچه را رنگ وفاداری نیست

2

آنچنان داد ستم ده که خجالت نکشی

خنده بر تیغ زند زخم اگر کاری نیست

3

بوی خون از دهن شیشه می می آید

عالمی امن تر از عالم هشیاری نیست

4

یک دم از رشک تو آرام ندارد خورشید

هیچ دردی بتر از غیرت همکاری نیست

5

خوبی پرده نشینان به نگاهی برود

یوسفی را نخرد عشق که بازاری نیست

6

می زنم بوسه به نقش قدم او صائب

بیش ازین شوق مرا طاقت خودداری نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور