غزل شمارهٔ 194
Toggle stanza 1کاسه زانوست جام جم دل آگاه را
11
کاسه زانوست جام جم دل آگاه را
یوسف از روی زمین خوش تر شمارد چاه را
22
از غبار خط مشکین حسن می بالد به خود
گرد لشکر توتیای چشم باشد شاه را
33
می نماید حسن در آغوش عاشق خویش را
در کنار هاله باشد حسن دیگر ماه را
44
اهل غیرت نیست ممکن بازی دنیا خورد
شیر چون گردن گذارد حیله روباه را؟
55
هر که را همواری بدباطنان از راه برد
سیل بی زنهار داند آب زیر کاه را
66
راستی از کج نهادان گرد برمی آورد
از زدن مانع نگردد تیغ رهزن راه را
77
نیست در عقل متین دست تصرف باده را
می کند آگاه تر مستی دل آگاه را
88
خواب می سوزد به چشم عارفان شکر وصول
نیست آرام از رسیدن طالب الله را
99
ابر نتواند گرفتن رخنه جستن به برق
مهر خاموشی نگیرد پیش راه آه را
1010
کوته اندیشی است کردن شکوه از بخت سیاه
روز رعنا در قفا باشد شب کوتاه را
1111
آدمی را نقش کم ز آفت سپرداری کند
چشم بد بسیار باشد نقش خاطرخواه را
1212
پاک خواهد کرد از اشک ندامت راه خویش
ابراز بی آبرویی گر بپوشد ماه را
1313
تشنه تر گردند از نعمت تهی چشمان حرص
آب هیهات است سازد سیر، چشم چاه را
1414
صبر درد بی دوا را عاقبت درمان کند
ناامیدی خضر ره شد رهرو گمراه را
1515
برنیاید شعله را از سر هوای سرکشی
نفس چون از دل برآرد ریشه حب جاه را؟
1616
فربهی از خوان مردم رنج باریک آورد
کرد نور عاریت آخر هلالی ماه را
1717
ترک دعوی می نماید پایه معنی بلند
جامه کوتاه، رعنا می کند کوتاه را
1818
شد جهان پر شور صائب از صریر کلک من
بلبل از من یاد دارد ناله جانکاه را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مغتنمگیرید دامان دل آگاه را
محرمان لبریزیوسف دیدهاند این چاه را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 150
گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را
کشف شد نور تجلی عارف آگاه را
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 45
شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را
ز آبرو آبی بزن درگاه شاهنشاه را
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 10 - در تواضع اهل حق
دردمندی سر به گردون می رساند آه را
می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 191
ناتوانی از اجابت نیست مانع آه را
میرساند پیچ و خم آخر به منزل راه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 192
هست در نقصان تمامی ها دل آگاه را
مومیایی از شکست خویش باشد ماه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 193
دلفریبی چون به جولان آورد آن ماه را
مرد می باید نگه دارد عنان آه را!
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 195

