غزل شمارهٔ 3699
Toggle stanza 1زمانه ساز به رنگ زمانه می گردد
11
زمانه ساز به رنگ زمانه می گردد
پرشکسته خس آشیانه می گردد
22
ز آه خویش بر آن تندخوی می لرزم
که تیر راست به گرد نشانه می گردد
33
بس است چین جبینی برای رفتن من
که این سمند به یک تازیانه می گردد
44
تمام خواب غرورست خواجه، زین غافل
که یک دو هفته دیگر فسانه می گردد
55
به خارزار تعلق مبند دل زنهار
که بیضه سنگ درین آشیانه می گردد
66
به صدر مجلس اگر راه من فتد صائب
ز خاکساری من آستانه می گردد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

