Toggle stanza 1
زمانه ساز به رنگ زمانه می گردد
1

زمانه ساز به رنگ زمانه می گردد

پرشکسته خس آشیانه می گردد

2

ز آه خویش بر آن تندخوی می لرزم

که تیر راست به گرد نشانه می گردد

3

بس است چین جبینی برای رفتن من

که این سمند به یک تازیانه می گردد

4

تمام خواب غرورست خواجه، زین غافل

که یک دو هفته دیگر فسانه می گردد

5

به خارزار تعلق مبند دل زنهار

که بیضه سنگ درین آشیانه می گردد

6

به صدر مجلس اگر راه من فتد صائب

ز خاکساری من آستانه می گردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور