غزل شمارهٔ 4200
Toggle stanza 1با عاشقان عداوت گردون چه می کند
11
با عاشقان عداوت گردون چه می کند
چشم بدحجاب به جیحون چه می کند
22
همواره ایمن است زسوهان حادثات
سیل گران رکاب به هامون چه می کند
33
باری نبرده اند به این کهنه آسیا
عشاق فارغند که گردون چه می کند
44
نتوان به خار بخیه زدن زخم لاله را
خواب اجل به دیده پر خون چه می کند
55
منعم که می نهد زر وگوهر به روی هم
غیر از تلاش پله قارون چه می کند
66
از دست خود لباس بود چند سرو را
بی حاصلی به مردم موزون چه می کند
77
ما از نگاه دور دل از دست داده ایم
یارب سخن در آن لب میگون چه می کند
88
عاشق ز جوش مغز خود آزار می کشد
غوغای وحش با سر مجنون چه می کند
99
صائب اگر نه سفله نوازست ودون پرست
چندین سپهر تربیت دون چه می کند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

