Toggle stanza 1
ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
1

ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست

اگر شکسته مه شد ز آفتاب درست

2

مرو به مجلس می اگر به توبه می لرزی

سبو همیشه نیاید برون ز آب درست

3

به یک سفر نشود پخته آدمی هرگز

به یک مقابله کی می شود کتاب درست؟

4

ز سیل حوادث سر پا برهنه بیرون رفت

نشست هر که درین عالم خراب درست

5

دل درست ز دنیا نمی توان بردن

ز بحر چون به کنار اوفتد حباب درست؟

6

ازین که نسبت او کرده ام به ماه تمام

ندیده ام به رخ یار از حجاب درست

7

چه سود صبح وطن، سینه چاک غربت را؟

کتان پاره نگردد به ماهتاب درست

8

شکست لازم طرف نقاب افتاده است

ز فرهادها نبود فرد انتخاب درست

9

هزار شیشه شکست و درست شد صائب

نشد شکستگی دل به هیچ باب درست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور