غزل شمارهٔ 1781
Toggle stanza 1ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
11
ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
اگر شکسته مه شد ز آفتاب درست
22
مرو به مجلس می اگر به توبه می لرزی
سبو همیشه نیاید برون ز آب درست
33
به یک سفر نشود پخته آدمی هرگز
به یک مقابله کی می شود کتاب درست؟
44
ز سیل حوادث سر پا برهنه بیرون رفت
نشست هر که درین عالم خراب درست
55
دل درست ز دنیا نمی توان بردن
ز بحر چون به کنار اوفتد حباب درست؟
66
ازین که نسبت او کرده ام به ماه تمام
ندیده ام به رخ یار از حجاب درست
77
چه سود صبح وطن، سینه چاک غربت را؟
کتان پاره نگردد به ماهتاب درست
88
شکست لازم طرف نقاب افتاده است
ز فرهادها نبود فرد انتخاب درست
99
هزار شیشه شکست و درست شد صائب
نشد شکستگی دل به هیچ باب درست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

