غزل شمارهٔ 3881
Toggle stanza 1قد تو سرو چمن را پیاده می داند
11
قد تو سرو چمن را پیاده می داند
رخ تو چهره گل را گشاده می داند
22
کمان نرم ترا هر که چاشنی کرده است
کمان سخت فلک را کباده می داند
33
بودتمام به میزان عقل سنگ کسی
که ناقصان را برخود زیاده می داند
44
اگر به خاک برابر شود زبیقدری
سخن سوار فلک را پیاده می داند
55
به روی تلخ ز من هرکه بگذرد صائب
دل رمیده من جام باده می داند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

