غزل شمارهٔ 5506
شاعر: صائب
Toggle stanza 1شبی صدبار بر گرد دل افکار میگردم
11
شبی صدبار بر گرد دل افکار میگردم
به بوی یوسفی بر گرد این بازار میگردم
22
چنان افتاده از پرگار طاقت نقطه جانم
که بر گرد سر هر نقطه چون پرگار میگردم
33
خدا این طفل بدخو را ببخشد خواب آسایش
شبی صد بار از فریاد دل بیدار میگردم
44
کباب نسر طایر میکند خون گریه از شوقم
من ناکس چو کرکس در پی مردار میگردم
55
ز بوی گلشن فردوس پهلو میکنم خالی
سبکروحم هوا تا خوردهام بیمار میگردم
66
اگرچه نقش دیوارم به ظاهر در گرانخوابی
اگر رنگ از رخ گل میپرد بیدار میگردم
77
چنان سرشار افتاده است صائب خارخار من
که بر گرد سر خار سر دیوار میگردم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

