غزل شمارهٔ 4331
Toggle stanza 1بی ابر گهربار چمن شسته نگردد
11
بی ابر گهربار چمن شسته نگردد
تا دل نشود آب سخن شسته نگردد
22
دامن به میان تا نزند اشک ندامت
گرد گنه از خانه تن شسته نگردد
33
برچهره یوسف اثر سیلی اخوان
نیلی است که از صبح وطن شسته نگردد
44
خون زنگ نشوید ز دل غنچه پیکان
از باده غبار دل من شسته نگردد
55
دندان به جگر نه که به آب و عرق سعی
گرد خط ازان سیب ذقن شسته نگردد
66
از ابر بهاران نشود مخزن گوهر
تا همچو صدف کام و دهن شسته نگردد
77
از گریه چسان سبز شود بخت که ظلمت
از بال وپر زاغ و زغن شسته نگردد
88
تا شمع سهیل است درین بزم فروزان
از خون جگر روی یمن شسته نگردد
99
فکر خط وخال از دل سودازده من
چون تیرگی از مشک ختن شسته نگردد
1010
از بخیه نیاید لب افسوس فراهم
از روی کهنسال شکن شسته نگردد
1111
چون گرد یتیمی ز گهر گرد کسادی
صائب ز رخ اهل سخن شسته نگردد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

