غزل شمارهٔ 5181

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انهعشق

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق
1

آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق

بحر یک قطره تلخی است زپیمانه عشق

2

مکن ازداغ شکایت که ازین روزنه ها

می رسد پرتو خورشید به کاشانه عشق

3

عقل با مهره گل نرددغا می بازد

دل صد پاره بود سبحه صد دانه عشق

4

روی در دامن صحرای جنون آورده است

کعبه از حسن خدا داد صنمخانه عشق

5

جام عقل است که در میکده طرح افتاده است

بوسه فرسود نگردد لب پیمانه عشق

6

عشق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد

چون شررمی جهد از سنگ برون دانه عشق

7

همه در خواب غرورند حریفان صائب

به چه امید کسی سر کند افسانه عشق؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور