Toggle stanza 1
سخن کز عشق شادابی ندارددردهان بهتر
1

سخن کز عشق شادابی ندارددردهان بهتر

عقیقی راکه رنگی نیست درزیرزبان بهتر

2

سفربیش از وطن رسوا کند ناقص بصیرت را

ندارد تیر کج دارالامانی ازکمان بهتر

3

چه مشکل حل شود از اقبال فیل مست موران را؟

اگر برمدعای ما نگردد آسمانی بهتر

4

مروت نیست با پرورده خود دشمنی کردن

اگرگل را بدست خود نچیند باغبان بهتر

5

برومندی بود در خاکساری تازه رویان را

اگر در خاک باشد ریشه نخل جوان بهتر

6

می لعلی عنانداری کند عمرسبکرورا

ندارد بحر هستی لنگر از رطل گران بهتر

7

خزان بیوفایی شاخ گل درآستین دارد

به شاخ سروبندد مرغ زیرک آشیان بهتر

8

بود در زیرلب پیوسته منزل جان عاشق را

نباشد رفتنی راهیچ جا از آستان بهتر

9

کند استادگی آیینه آب تیره را صائب

خموشی می کند اسرارپنهان را نهان بهتر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور