غزل شمارهٔ 660
Toggle stanza 1ز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟
11
ز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟
که خون مرده کند باده را پیاله ما
22
اگر چه بلبل ما هیچ فصل نیست خموش
یکی هزار شود در بهار ناله ما
33
کجا به دیده ما هر ستاره می آید؟
به روی ماه گشوده است چشم هاله ما
44
ز چشم شور همان در شکنجه ایم مدام
اگر چه شد چو هما استخوان نواله ما
55
به لوح ساده ز ما همچو صبح قانع شو
که حرف، نقطه سهوست در رساله ما
66
کنیم چشم به تسخیر او چگونه سیاه؟
که رم ز سایه خود می کند غزاله ما
77
به ما سپهر سیه دل چه می تواند کرد؟
به روی داغ گشوده است چشم لاله ما
88
نباشد از دل خود چون کباب ما صائب؟
که غیر شیشه کسی نیست هم پیاله ما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سرود مجلس درد است آه و ناله ما
حباب خون جگر لاله گون پیاله ما
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 38
مدام محرم صهبا بود پیاله ما
به گرد مهر تنیده ست خط هاله ما
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 38
ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
به آفتاب شبیخون زند پیاله ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 658
حدیث خام مجویید در رساله ما
به مهر داغ رسیده است برگ لاله ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 659

