غزل شمارهٔ 6656
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ای در آتش از هوایت نعل هر سیارهای
ای در آتش از هوایت نعل هر سیارهای
از بیابان تمنای تو خضر آوارهای
میتواند مهربان کرد آن دل بیرحم را
آن که سازد آب و آتش جمع در هر خارهای
بیقراری گر کند معذور باید داشتن
هرکه دارد در گریبان چون دل آتشپارهای
در شکست ماست حکمتها که چون کشتی شکست
غرقهای را دستگیری میکند هر پارهای
در سخن پیچیدهام زان رو که چون طفل یتیم
غیر اشک خود ندارم مهره گهوارهای
قطع کن امید صائب یارب از اهل جهان
چند جوید چاره خود را ز هر بیچارهای؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آه از آن رخسار برق انداز خوش عیارهای
صاعقه است از برق او بر جان هر بیچارهای
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2788
ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهای
چون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهای
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2805
عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
باد دستی خاکیی بی آبی آتشپارهای
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 385
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

