Toggle stanza 1
میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 
1

میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 

سرچشمه ای که سیر ز آبم کند کجاست؟

2

دریادلی که از قدح بی شمار می

فارغ ز فکر روز حسابم کند کجاست؟

3

عمری است تا ز جسم گرانجان در آتشم

سیل سبکروی که خرابم کند کجاست؟

4

کرده است تلخ دیده بیدار عیش من

شیرین فسانه ای که به خوابم کند کجاست؟

5

چون لاله شد دلم سیه از تنگنای شهر

دشتی که خوش عنان چو سرابم کند کجاست؟

6

چون گل ز هرزه خندی بیجای خود ترم

سوز محبتی که گلابم کند کجاست؟

7

بند زبان من شده در بزم وصل، هوش

پیمانه ای که رفع حجابم کند کجاست؟

8

لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام

حسن برشته ای که کبابم کند کجاست؟

9

صائب سخن رسی که درین قحط سال هوش

گوشی به فکرهای صوابم کند کجاست؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور