Toggle stanza 1
پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است
1

پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است

برخاستن از جان، علم لشکر عشق است

2

گلگونه رخسار گهر گرد یتیمی است

خواری و غریبی پدر و مادر عشق است

3

گر دفتر عقل است ز جمعیت اوراق

از هر دو جهان فرد شدن دفتر عشق است

4

تنها نگرفته است همین روی زمین را

چون بیضه فلک در ته بال و پر عشق است

5

سر بر خط حکمش ننهد خاک، چه سازد؟

جایی که فلک بنده و فرمانبر عشق است

6

حرفش ز دل سوخته ام دود برآورد

آتش بود آن آب که در گوهر عشق است

7

بر حلقه در، در حرم وصل برد رشک

هر حلقه چشمی که ادب پرور عشق است

8

چون نار کند شق دل مینای فلک را

این باده پر زور که در ساغر عشق است

9

از عشق بود هر که رسیده است به جایی

پرواز کمالات به بال و پر عشق است

10

شیرین سخن افتاده اگر خامه صائب

زان است که نیشکر بوم و بر عشق است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور