غزل شمارهٔ 4187
Toggle stanza 1تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
11
تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
تدبیر ساده لوح چه تقدیر می کند
22
ای چرخ فکر گرسنه چشمان خاک کن
این یک دو قرص چشم که را سیر می کند
33
عشق از گرفت وگیر قیامت مسلم است
زنجیر عدل را که با زنجیر می کند
44
چون از وداع او نرود دست ودل ز کار
زور کمان مشایعت تیر می کند
55
یوسف نداشت نعمت دیدار اینقدر
حسن تو چشم آینه را سیر می کند
66
داد غرور حسن خط سبز می دهد
این مور نی به ناخن این شیر می کند
77
حاجت به باده نیست شب ماهتاب را
ساقی چه آب تلخ درین شیر می کند
88
صائب زخط سبز نکویان در اصفهان
سیر بهار خطه کشمیر می کند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

