غزل شمارهٔ 507

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: شرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش را
1
از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش را
پردگی ساخت شب دل سیه این آتش را
2
چون برآید نفس از سوختگان در بزمی
که نمک سرمه آواز شود آتش را؟
3
زاهد خشک برآورد مرا از مشرب
چون سفالی که کند جذب، می بی غش را
4
آه در سینه من محنت پیری نگذاشت
که کمان دل تهی از تیر کند ترکش را
5
خصم سرکش شود از راه تحمل مغلوب
خاک خاموش به از آب کند آتش را
6
پرده تیرگی دل نشود رخت سفید
چه دهی عرض به صراف، زر روکش را؟
7
در شبستان لحد تلخ نگردد خوابش
هر که در زندگی از خاک کند مفرش را
8
نبرد زخم زبان سرکشی از طینت عشق
چون خس و خار شود بند زبان آتش را؟
9
بر سر رحم نیامد به زر و زاری و زور
به چه تدبیر کنم رام، من آن سرکش را؟
10
هر کجا اهل دلی نیست مزن دم صائب
نتوان خواند به هر کس سخن دلکش را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور