غزل شمارهٔ 3088
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دل آزاد طبعان فارغ از قید هوس باشد
دل آزاد طبعان فارغ از قید هوس باشد
قبای بی گریبان را چه پروای عسس باشد؟
حصار خرمن خود ساز دست خوشه چینان را
که اینجا جامه فتح شکربال مگس باشد
مه محمل نشینی را که من دیوانه اویم
به گوشش ناله زنجیر فریاد جرس باشد
ندارد چشم تحسین ناله بلبل زبیدردان
چه حاجت شعله آواز را با خار و خس باشد؟
سخن سنجیده گفتن بی نیازی بار می آرد
گهر در دامن غواص از پاس نفس باشد
حبابی را که در بحر حقیقت چشم بگشاید
سپهر آبگون چون پرده روی نفس باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
ندارد برگ راحت هر که را در دیده خس باشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1181
مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
که بال افشاندنم خمیازهٔ یاد قفس باشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1182
لب نو خط جانان دور باش بوالهوس باشد
که شکر در دل شب ایمن از جوش مگس باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3089
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

