غزل شمارهٔ 3684
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ملایمت سپر خصم تندخو گردد
11
ملایمت سپر خصم تندخو گردد
شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد
22
به جوی رفته دگر بار آب می آید
که خاک باده کشان عاقبت سبو گردد
33
اگر تو چشم توانی ز هر دو عالم بست
دل سیاه تو آیینه دورو گردد
44
سیه ز نام به چشم عقیق شد عالم
دگر کسی به چه امید نامجو گردد؟
55
به حرف هیچ کس انگشت اعتراض منه
که مستفید شود از تو و عدو گردد
66
کسی که چاشنی بوسه کرده است ادراک
چسان تسلی ازان لب به گفتگو گردد؟
77
ز خامشی چو توان مایه دار شد صائب
چه لازم است کسی خرج گفتگو گردد؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

