Toggle stanza 1
از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد
1

از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد

از بوی عود فیض به مجمر نمی رسد

2

دلبر چنان خوش است که دل را کند کباب

آتش به داد عشق سمندر نمی رسد

3

تا شمع در سرای حضور تو محرم است

از غیب روشنایی دیگ نمی رسد

4

حسن از نیازمندی عشاق فارغ است

تلخی ز عیش مور به شکر نمی رسد

5

جمعیت حواس بود مال اهل فقر

این منزلت به هیچ توانگر نمی رسد

6

صائب وصال خضر به بخت است واتفاق

آواره هر که گشت به رهبر نمی رسد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور