Toggle stanza 1
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
1

نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد

چون ز خاصیت خود مهر گیا برگردد

2

رفتن از کوی خرابات مرا ممکن نیست

مگر از کعبه رخ قبله نما برگردد

3

سپر تیر حوادث سپر انداختن است

خاک شو تا دم شمشیر قضا برگردد

4

دولت و سایه دو مرغند که هم پروازند

صبر دارم ورق بال هما برگردد

5

آخر از همرهی خضر به چاه افتادم

وقت آن خوش که ازو راهنما برگردد

6

مس خود را به دو پیمانه طلا گردانید

صائب از کوی خرابات چرا برگردد؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور