Toggle stanza 1
آه با دیده اختر چه تواند کردن؟
1

آه با دیده اختر چه تواند کردن؟

دود با روزن مجمر چه تواند کردن؟

2

حسن فولاد بود گردن باریک اینجا

تیزی تیغ به جوهر چه تواند کردن؟

3

دل روشن چه غم از موج حوادث دارد؟

شورش بحر به گوهر چه تواند کردن؟

4

غفلت از دایره بی خبران بیرون است

خواب با دیده ساغر چه تواند کردن؟

5

کرد مغلوب، هوا عمر سبکسیر مرا

شمع با سیلی صرصر چه تواند کردن؟

6

بی قراران تو از کون و مکان بیرونند

گرد با مرغ سبک (پر) چه تواند کردن؟

7

رگ ابری چه قدر آب ز دریا گیرد؟

آستین با مژه تر چه تواند کردن؟

8

ناتوانان چه غم از موج حوادث دارند؟

بوریا با تن لاغر چه تواند کردن؟

9

دل خوبان به سخن نرم نگردد صائب

مور با سد سکندر چه تواند کردن؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور