غزل شمارهٔ 550

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: وختهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
گر به گلزار بری آن رخ افروخته را
1
گر به گلزار بری آن رخ افروخته را
گل به بلبل نگذارد جگرسوخته را
2
هر که پوشد ز جهان چشم، نماند بی رزق
طعمه از دست بود باز نظر دوخته را
3
نکند چرخ تعدی به جگرسوختگان
سرمه در کار نباشد نفس سوخته را
4
منت زلف مکش دل چو گرفتار تو شد
رشته حاجت نبود طایر آموخته را
5
نیست حاجت شب پروانه ما را به چراغ
شمع از خود بود این بال و پر افروخته را
6
دلت ای غنچه محال است سبکبار شود
تا نریزی ز بغل این زر اندوخته را
7
ایمن از زخم زبان شد ز خموشی صائب
نیست اندیشه ز سوزن دهن دوخته را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور