غزل شمارهٔ 5296

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یدهام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تا شده است از دوربینی عاقبت‌بین دیده‌ام
1

تا شده است از دوربینی عاقبت‌بین دیده‌ام

در ترازوی قیامت خویش را سنجیده‌ام

2

منت دست نوازش می‌کشم از دست رد

از قبول خلق از بس بی‌تمیزی دیده‌ام

3

کی نظر بندم به صحرا می‌کند چشم غزال

این نوازش‌ها که من از سنگ طفلان دیده‌ام

4

می‌کند در پیش پا دیدن نگاهم کوتهی

بس که از شرم غدار او نظر دزدیده‌ام

5

بوده ذوق پاره گردیدن گریبان‌گیر من

جامه‌ای چون کعبه در سالی اگر پوشیده‌ام

6

بر زمین ناید ز شادی پای من چون گردباد

تا خس و خاشاک هستی را به هم پیچیده‌ام

7

زینهار از کامجویی دست خود کوتاه دار

کز گل ناچیده من صد دامن گل چیده‌ام

8

کرده‌ام از بهر کاهش خویش را گردآوری

چون مه نو ز التفات مهر اگر بالیده‌ام

9

مد احسان می‌شمارم پیچ و تاب مار را

چین ابرویی که من از اهل دولت دیده‌ام

10

آیهٔ رحمت شمارم سبزهٔ زنگار را

از جهان نادیدنی از بس که صائب دیده‌ام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور