غزل شمارهٔ 2645
Toggle stanza 1مفلس از بزم شراب ما توانگر میرود
11
مفلس از بزم شراب ما توانگر میرود
ابر اینجا تا کمر در آب گوهر میرود
22
چشم ما در حشر خواهد داد شکر خواب داد
تلخی بادام ما از شور محشر میرود
33
عشق را با صبر و طاقت جمع کردن مشکل است
کشتی طوفانی ما خوش به لنگر میرود
44
تا گشودی چاک پیراهن، ز دستانداز رشک
چاک در پیراهن یوسف سراسر میرود
55
نیستم ممنون مرغ نامه بر یک رشته تاب
نامه من بال بر بال کبوتر میرود
66
در شبستانی که ما رنگ محبت ریختیم
شمع بیتابانه از دنبال صرصر میرود
77
معنی پیچیده صائب در زمان ما نماند
برق تیغ ما به خون زلف جوهر میرود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

