Toggle stanza 1
از می چو آن غزال، سیه مست می شود
1

از می چو آن غزال، سیه مست می شود

در جلوه هر که بیندش از دست می شود

2

بیخود شوند سوخته جانان به یک نگاه

از یک پیاله لاله سیه مست می شود

3

قصری که چون حباب شود از هوا بلند

از راست کردن نفسی پست می شود

4

قصری که چون حباب شود از هوا بلند

از راست کردن نفسی پست می شود

5

شد از فشردگی می انگور تاج سر

از صبر، زیردست زبردست می شود

6

هر کس که دید سرو ترا در خرام ناز

از پا اگر نمی فتد از دست می شود

7

شهرت به دستیاری همکار بسته است

آواز کی بلند ز یک دست می شود

8

از قامت تو راست چسان بگذرد کسی

آب روان به سرو تو پا بست می شود

9

صائب توان به آب بقا از فنا رسید

اینجا کسی که نیست شود هست می شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…