غزل شمارهٔ 769
شاعر: صائب
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: الاستپیشما
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1برق جلال، عین جمال است پیش ما
11
برق جلال، عین جمال است پیش ما
داغ پلنگ، چشم غزال است پیش ما
22
افتاده از شکستگی آن روی، رنگ ما
رنگ شکسته، چهره آل است پیش ما
33
فرع خودی است خودشکنی اهل دید را
اظهار نقص، عرض کمال است پیش ما
44
ما چشم از چکیده دل آب داده ایم
یاقوت و لعل، سنگ و سفال است پیش ما
55
ما را نظر به عالم دیگر گشوده اند
مرگ و حیات، خواب و خیال است پیش ما
66
صیدی به تشنه زخمی ما نیست عشق را
تیغ برهنه، آب حلال است پیش ما
77
پوشیده است در گره بستگی، گشاد
لب بستن از سؤال، سؤال است پیش ما
88
از هر که بوی سوختگی می توان شنید
جان بخش چون نسیم شمال است پیش ما
99
در پرده غبار خط (آن) لعل آبدار
صد پرده به ز آب زلال است پیش ما
1010
در جستجو چو موج سرابیم بی قرار
آسودگی خیال محال است پیش ما
1111
ممنون نگشتن از کرم خلق، عید ماست
چین جبین بخل، هلال است پیش ما
1212
روشن شده است از می روشن سواد ما
جام جهان نمای، سفال است پیش ما
1313
چون گل دو هفته نیست فزون خوبی جمال
حسن تمام، حسن خصال است پیش ما
1414
ظلمت حجاب نور تجلی نمی شود
شام فراق، صبح وصال است پیش ما
1515
بر اوج اعتبار، فلک هر که را رساند
چون آفتاب وقت زوال است پیش ما
1616
خرج غم معاش شود فکر ما تمام
فکری که نیست، فکر مآل است پیش ما
1717
از سرنوشت صفحه ننوشته آگهیم
رخسار ساده پر خط و خال است پیش ما
1818
از دل رمیدگان شود آرام ما زیاد
موج سراب، فوج غزال است پیش ما
1919
از حرف سخت خلق نداریم شکوه ای
صائب شکستگی پر و بال است پیش ما

