غزل شمارهٔ 2828

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ونگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟
1

کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟

کسی تا چند بی لنگر درین دریای خون گردد؟

2

پریشان گشت دلها تا بریدی زلف مشکین را

سپاه از یکدگر ریزد علم چون سرنگون گردد

3

نزد مهر خموشی بر دهن گرداب دریا را

کجا کم شورش مغز من از داغ جنون گردد؟

4

به رنج و راحت دنیا منه دل چون تنک ظرفان

که خون از انقلاب دهر شیر و شیر خون گردد

5

مگر آوارگی راهی گذارد پیش من، ورنه

چنان خود را نکردم گم که خضرم رهنمون گردد

6

گریبان لحد را چاک خواهد کرد اشک من

تنوری چون امانت دار این طوفان خون گردد؟

7

می روشن بود آیینه اسرار، حکمت را

نشیند هر که در خم چون فلاطون ذوفنون گردد

8

هنوز از درد و داغ ماتم فرهاد خونین دل

صدا در خون دل آغشته باز از بیستون گردد

9

چسان صائب کنم رام خود آن آهوی وحشی را؟

که تا در خاطرش آرم دل اندیشه خون گردد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور