Toggle stanza 1
بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذر
1

بیا ای محتسب از وادی دردی کشان بگذر

ازین یک گل زمین، دانسته ای باد خزان بگذر

2

نمی گفتم حریفم نیستی کاوش مکن با من ؟

به چندین کشتی از دریای چشمم این زمان بگذر

3

ازین صحرای کنعان کز حسد چاهی است هرگامش

زلیخا گوش برزنگ است زود ای کاروان بگذر

4

غبار آلوده اشکی، درخمار سرمه بیتابی

بگیر از گوشه چشمم به خاک اصفهان بگذر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور