Toggle stanza 1
از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ما
1
از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ما
چون زمین شور از خود می تراود آب ما
2
آبروی گوهر از گرد یتیمی می شویم
بحر را سازد غبارآلود اگر سیلاب ما
3
با کمال بی قراری دلنشین افتاده ایم
در کف آیینه لنگر می کند سیماب ما
4
آه سرد ما جهانی را به شور آورده است
می کند کار نمک در دیده ها مهتاب ما
5
از دل چاکیم در دیر و حرم با آبروی
کافر و مؤمن نمی پیچد سر از محراب ما
6
بحر را وجد و سماع ما به شور آورده است
آه از آن ساعت که از گردش فتد گرداب ما
7
بحر را سرپنجه مرجان نیندازد ز جوش
دست کوته دار زنهار از دل بی تاب ما
8
استخوان در پیکر ما توتیا خواهد شدن
گر چنین گردد گران صائب ز غفلت خواب ما

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور