غزل شمارهٔ 4383
Toggle stanza 1سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
11
سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
این نقطه سرگشته به پرگارنسازد
22
مرده است دل زاهد دمسرد ز تزویر
چون برسرخودگنبددستارنسازد
33
زنهار مکن خوارعزیزان جهان را
تا چرخ عزیزان ترا خوارنسازد
44
آیینه اقبال به کس رو ننماید
تا سرمه ز خاکستر ادبارنسازد
55
کج می نگرد عشق به بال وپرجبریل
این شعله سرکش به خس وخارنسازد
66
طوطی شو وآنگاه ببین روی دل از ما
آیینه به هر بیهده گفتار نسازد
77
سر رشته پیوند بودتاب موافق
چون موی میان تو به زنارنسازد
88
با سینه پرداغ نسازد دل صائب
رسم است که پروانه به گلزارنسازد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

