غزل شمارهٔ 576

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ندانجا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
به محفل تو که خاموش بود سپند آنجا
1
به محفل تو که خاموش بود سپند آنجا
کراست زهره که سازد صدا بلند آنجا؟
2
ز مکر سبحه شماران خدا نگه دارد!
که صد سرست به یک حلقه کمند آنجا
3
بهشت را چه کنی، مگذر از مقام رضا
که زهر چشم گواراست همچو قند آنجا
4
در آن حریم خموشم که نغمه منصور
شنیده اند مکرر ز هر سپند آنجا
5
کشیده دار عنان چون سخن به عشق رسد
که پی ز تیزی ره می شود سمند آنجا
6
ز دار و گیر فلک فارغند آگاهان
شکار غافلی افتد مگر به بند آنجا
7
تو مست خواب و قدح های فیض در دل شب
تمام چشم که دستی شود بلند آنجا
8
ز زلف او خبر دل که آورد صائب؟
چنین که پای نسیم صباست بند آنجا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور