غزل شمارهٔ 2137
شاعر: صائب
Toggle stanza 1پیراهن گل چاک ز بیداد نسیم است
11
پیراهن گل چاک ز بیداد نسیم است
از خنده بی وقت دل پسته دو نیم است
22
کامل هنران در وطن خویش غریبند
در پشت صدف گوهر شهوار یتیم است
33
نتوان به کرم بنده خود کرد جهان را
اینجاست که هر کس که بخیل است کریم است
44
در کوچ بود عشرت ایام بهاران
شبنم اثر آبله پای نسیم است
55
راضی به قضا باش که در خاطر خرسند
چندان که نظر کار کند ناز و نعیم است
66
در بادیه ها درد به درمان نتوان یافت
بیماری هر شهر به مقدار حکیم است
77
در دیده روشن گهران هر ورق گل
از نور تجلی ید بیضای کلیم است
88
در نقطه موهوم هویداست به تفصیل
هر نقش که در دایره عرش عظیم است
99
(هر نقش امیدی که به آن شاد شود دل
در پشت سراپرده زنبوری بیم است)
1010
صائب به گناه دو جهان از کرم او
نومید نگردی، که خداوند کریم است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

