غزل شمارهٔ 6218

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن
1

دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن

سرشک گرمرو را شمع بالین مسیحا کن

2

هر آن راز نهان کز جام جم روشن نمی گردد

بپوشان چشم (و) در آیینه زانو تماشا کن

3

به گردون برد زور شهپر توفیق شبنم را

تو هم در حلقه افتادگانی، چشم بالا کن

4

سواد شهر از تنگی به داغ لاله می ماند

ازین زندان مشرب روی در دامان صحرا کن

5

اگر تن از سرت چون پنبه بردارند از مینا

به روی اهل مجلس خنده قهقه چو مینا کن

6

متاع ساده لوحی می خرد سوداگر محشر

بیاض سینه پاک از نقطه سهو سویدا کن

7

چو خون در کوچه باغ رگ سراسر تا به کی گردی؟

به نشتر آشنا شو گلفشانی را تماشا کن

8

چو گوهر در کف دست صدف تا کی گره باشی؟

ازین ماتم سرای استخوانی رو به دریا کن

9

بکش مانند صائب پای در دامان گمنامی

گل پژمرده پرواز را در کار عنقا کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور