غزل شمارهٔ 3091

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: مباشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
اگر جان دربهای می دهی بر می ستم باشد
1

اگر جان دربهای می دهی بر می ستم باشد

که در میزان ماه مصر گوهر سنگ کم باشد

2

زوصل دختر رز در جوانی کام دل بستان

که در پیری می روشن چراغ صبحدم باشد

3

به اندک فرصتی تاک از درختان گشت رعناتر

نگردد زیردست آن کس که از اهل کرم باشد

4

دعای بی نیازان روی گرداندن نمی داند

زبان چون پاک گردید از طمع تیغ دودم باشد

5

مشو از چین ابروی سپر زنهار رو گردان

که چون شمشیر مردان را گشایش در قدم باشد

6

سخنسازی ندارد جز خجالت حاصل دیگر

سر اهل سخن در پیش دایم چون قلم باشد

7

به دینار و درم نتوان شدن از اغنیا صائب

دل خرسند هر کس را که باشد محتشم باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور