Toggle stanza 1
ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
1

ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع

به دست شعله بود اختیار گریه شمع

2

ز خاک سوخته پروانه را برانگیزد

بنفشه وار، هوای بهار گریه شمع

3

بیا که تا تو چو گل رفته ای ز بزم برون

ز هم نمی گسلد پود وتار گریه شمع

4

اگر چه دورم ازان بزم، می توانم داد

حساب خنده گل با شمار گریه شمع

5

خبر نداشتم از شعله های بی زنهار

به آب راند مرا جویبار گریه شمع

6

چه شود ازین که بلندست دامن فانوس؟

چو هیچ وقت نیامد به کار گریه شمع

7

حذر زگریه آتش عنان صائب کن

که نیست گریه او در شمار گریه شمع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور