غزل شمارهٔ 5133
Toggle stanza 1ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
11
ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
به دست شعله بود اختیار گریه شمع
22
ز خاک سوخته پروانه را برانگیزد
بنفشه وار، هوای بهار گریه شمع
33
بیا که تا تو چو گل رفته ای ز بزم برون
ز هم نمی گسلد پود وتار گریه شمع
44
اگر چه دورم ازان بزم، می توانم داد
حساب خنده گل با شمار گریه شمع
55
خبر نداشتم از شعله های بی زنهار
به آب راند مرا جویبار گریه شمع
66
چه شود ازین که بلندست دامن فانوس؟
چو هیچ وقت نیامد به کار گریه شمع
77
حذر زگریه آتش عنان صائب کن
که نیست گریه او در شمار گریه شمع
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

