غزل شمارهٔ 5783

Toggle stanza 1
از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
1

از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام

دل زنده از محیط برآید شراره ام

2

خورشید محشرست دل آتشین من

صبح قیامت است گریبان پاره ام

3

نور نگاه چشم غزالان وحشیم

هم در میان مردم و هم بر کناره ام

4

آن بیدلم که کشتی طوفان رسیده بود

در طفلی از تپیدن دل گاهواره ام

5

رطل گران خاک بود نقش پای من

تا از شراب عشق تو مست گذاره ام

6

تا قامت تو سایه نیفکند بر سرم

روشن نگشت معنی عمر دوباره ام

7

شد برگ زرد و رنگ نگرداند میوه ام

عمرم تمام گشت و همان نیمکاره ام

8

چون موج از تردد خاطر درین محیط

صائب یکی شده است میان و کناره ام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور