Toggle stanza 1
چون زلف دست بر کمر یار یافتم
1

چون زلف دست بر کمر یار یافتم

سر رشته نزاکت ز نار یافتم

2

چون شبنم به چهره گل جای می دهند

این منزلت ز دیده بیدار یافتم

3

آخر چو شبنم از اثر صاف طینتی

در پیشگاه خاطر گل بار یافتم

4

آن دولتی که بال هما صفحه ای ازوست

در زیر چتر سایه دیوار یافتم

5

میراب زندگی ز حیات ابد نیافت

فیضی که من ز چشم گهربار یافتم

6

طاق پل مجاز، اساس حقیقت است

من ساق عرش را ز سر دار یافتم

7

از عشق ره به مرتبه حسن برده ام

آب گهر ز رنگ خریدار یافتم

8

تا چشم همچو غنچه گشودم ز یکدگر

خود را چو خار بر سر دیوار یافتم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور