Toggle stanza 1
نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده است
1

نه همین دل ز لب لعل تو پر شور شده است

که جگرگاه بدخشان ز تو ناسور شده است

2

شوخ چشمی که نظر بر دل من دوخته است

سینه سنگ ازو خانه زنبور شده است

3

خانه آینه در بر رخ یوسف بندد

بس که از نعمت دیدار تو معمور شده است

4

دایم از جوش جنون سینه من صد چاک است

سنگ مینای من این باده پر زور شده است

5

می کند خوش سخنی صافدلان را دشمن

دیده آینه بر طوطی ما شور شده است

6

نشود کشته عشق از سخن حق خاموش

دار از بیخبری منبر منصور شده است

7

ذره ای نیست که از مهر تو خالی باشد

در زمان تو فلک یک سر پر شور شده است

8

صائب آن بلبل آتش نفسم عالم را

که قفس از دم گرمم شجر طور شده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور