غزل شمارهٔ 1592

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
حال گویاست اگر تیغ زبان گویا نیست
1

حال گویاست اگر تیغ زبان گویا نیست

شکوه و شکر به فرمان زبان تنها نیست

2

پیش فرهاد که زد شیشه ناموس به سنگ

خنده کبک، کم از قهقهه مینا نیست

3

لنگر عقل به دست آر که در عالم آب

آنقدر موج خطر هست که در دریا نیست

4

گرمی لاله خونگرم مرا دارد داغ

ورنه مجنون مرا وحشتی از صحرا نیست

5

سرکشی در قدم کوه جواهر افشاند

وادی حرص به نزدیکی استغنا نیست

6

از طلب، مطلب اگر خیر بود طالب را

طلب روی زمین هم طلب دنیا نیست

7

دیده روزنه از شمع بود نورانی

چشم پوشیده بود هر که به دل بینا نیست

8

معنی عزلت اگر وحشت از آبادانی است

جغد در مرتبه خویش کم از عنقا نیست

9

نه همین فکر خط و خال تو صائب دارد

در دل سوخته کیست که این سودا نیست؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور