Toggle stanza 1
آن خال لب ستاره صبح قیامت است
1

آن خال لب ستاره صبح قیامت است

عمر دوباره سایه آن سرو قامت است

2

آنجا که آفتاب حوادث شود بلند

در ابر می گریز که حصن سلامت است

3

بر قدر محنت است اگر پله ثواب

ما را ثواب کعبه ز سنگ ملامت است

4

ما را امید کام دل از زلف یار نیست

گر می دهد به ما دل ما را، کرامت است

5

این تخم توبه ای که تو در خاک کرده ای

موقوف آبیاری اشک ندامت است

6

هر شاخ گل که جلوه درین باغ می کند

از خاک برگرفته آن سروقامت است

7

خاکت به سر، که چوب عصا در ره طلب

یک گام پیشتر ز تو در استقامت است

8

صائب جواب آن غزل است این که گفته اند

مصحف سفید گشت، نشان قیامت است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور