Toggle stanza 1
هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد
1

هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد

در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد

2

چون می انگور، صاف بیخودی غماز نیست

می توان میخانه ها زین باده بیرنگ زد

3

درد پنهان را زبان عرض مطلب کوته است

بوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد

4

خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند

تا کدامین سنگدل یارب به مجنون سنگ زد

5

نیست امید برومندی ز خال نوخطان

حاصلش افسوس باشد دانه را چون زنگ زد

6

شیر در دست هجوم مور عاجز می شود

چون تواند پنجه مژگان با خط شبرنگ زد؟

7

نامه سربسته از تاراج مضمون ایمن است

در حریم بیضه می بایست بر آهنگ زد

8

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور