Toggle stanza 1
گوشه گیران کامیاب از عالم بالا شوند
1

گوشه گیران کامیاب از عالم بالا شوند

فکرها در گوشه گیری آسمان پیما شوند

2

توتیای چشم روزنها بود نور چراغ

دل چو روشن گشت اعضا سر بسر بینا شوند

3

قطره ما چون صدف روزی که بگشاید دهن

تا چه دریاها درین یک قطره ناپیدا شوند

4

صاف کن آیینه دل را درین بستانسرا

تا سراسر برگها چون طوطیان گویا شوند

5

محو شد در روی او هر چشم بینایی که بود

اختران در پرتو خورشید ناپیدا شوند

6

در میان این گهرها رنگ سنگ تفرقه است

چون به بیرنگی رسند این گوهران یکتا شوند

7

شد پریشان مغز ما از فکر، صائب کو جنون؟

تا چو دستار این بلاها از سر ما واشوند

8

سالها اهل سخن باید که خون دل خورند

تا چو صائب آشنای طرز مولانا شوند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور