Toggle stanza 1
شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
1

شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست

موج شراب، سرخی سرهای باب ماست

2

مرغابی ایم و عالم آب است جان ما

در مجلسی که باده نباشد سراب ماست

3

از بس کتاب در گرو باده کرده ایم

امروز خشت میکده ها از کتاب ماست

4

خود را به تلخ و شور برآورده ایم ما

در آب اگر بود رگ تلخی، گلاب ماست

5

هرگز کباب ما نمکی بر جگر نداشت

دایم ز بخت شور، نمک در شراب ماست

6

در زیر پای سرو، شکرخواب می زنیم

چندان که شیشه بر سر بالین خواب ماست

7

با آن که غیر باد نداریم در گره

لب تشنه تیغ موج به خون حباب ماست

8

نی می کند به ناخن دشمن شکست ما

آتش کباب کرده مرغ کباب ماست

9

در دفتر معامله ما خلاف نیست

آن روز عید ماست که روز حساب ماست

10

از پیچ و تاب زلف مگوئید پیش ما

موی میان، گداخته پیچ و تاب ماست

11

یک نقطه انتخاب نکرده است هیچ کس

خال بیاض گردن او انتخاب ماست

12

هر مصرعی که گوشه ابرو کند بلند

افسر به فرقش از رقم انتخاب ماست

13

چون خصم مضطرب نشود از سؤال ما؟

درمانده کوه طور به فکر جواب ماست

14

صائب بر آستان قناعت نشسته ایم

گردون غلام همت عالی جناب ماست

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…