غزل شمارهٔ 4248
Toggle stanza 1آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
11
آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
این منزل از کسی است که چالاک می رود
22
بیدرد را چو مار گزد سایه کمند
عاشق به چشم حلقه فتراک می رود
33
در مشرب پیاله کشان نیست سرکشی
بر هر طرف که می کشیش تاک می رود
44
بخت سیاه صیقل ارباب بینش است
از سیر گلخن آینه ها پاک می رود
55
راه ستمگران ز خس و خار پاک نسیت
آتش همیشه بر سر خاشاک می رود
66
ما را نظر یه جامه و دستار پاک نیست
اینجا سخن ز چشم ودل پاک می رود
77
بی پرده گردد آن که درد پرده کسان
نباش بی کفن به ته خاک می رود
88
صائب به خنده هر که درین باغ لب گشود
چون گل به خاک با دل صد چاک می رود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

