غزل شمارهٔ 5918
Toggle stanza 1در پله آغاز ز انجام گذشتیم
11
در پله آغاز ز انجام گذشتیم
از مصر برون نامده از شام گذشتیم
22
چون برق فتادیم به خاشاک تعلق
زین خاک جلوگیر به یک گام گذشتیم
33
در ابر سفید و لب خاموش خطرهاست
از گردن مینا و لب جام گذشتیم
44
بی نقطه شب یک الف روز ندیدیم
هر چند که بر صفحه ایام گذشتیم
55
در طالع ما نیست گرفتاری، اگرنه
صد بار فزون از نظر دام گذشتیم
66
الماس ندامت دل ما را نخراشید
تا همچو عقیق از هوس نام گذشتیم
77
از سود و زیان سفر عشق مپرسید
یک دانه نچیدیم و به صد دام گذشتیم
88
در سایه شمشیر شهادت نتپیدیم
زین قلزم خونخوار به آرام گذشتیم
99
در گلشن بیرنگ جهان چون گل خورشید
گر صبح شکفتیم سر شام گذشتیم
1010
در باغ جهان چون ثمر نخل تمنا
صد حیف که خام آمده و خام گذشتیم
1111
این آن غزل میر فصیحی است که فرمود
از پشته صبح و دره شام گذشتیم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

