غزل شمارهٔ 4267

Toggle stanza 1
وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود
1

وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود

هر خار خشک یوسف گل پیرهن شود

2

دست نگار بسته شود هر کف زمین

هر گوشه دلپذیر چو کنج دهن شود

3

از مظهر جلال شود جلوه گر جمال

داغ پلنگ، چشم غزال ختن شود

4

خاک از شکوفه جلوه شکرستان کند

هر برگ سبز طوطی شکر شکن شود

5

آرد کف از شکوفه به لب بحر نوبهار

دامان خاک تیره پر از یاسمن شود

6

خاک از صفای سینه چو آب برهنه رو

آیینه دار سرو وگل ونسترن شود

7

هر برگ لاله از رخ شیرین خبر دهد

هر سنگ پاره ای جگر کوهکن شود

8

شاخ از گل شکفته شود مشرق سهیل

سنگ از فروغ لاله عقیق یمن شود

9

زان سان که خط وخال فزاید جمال را

حسن چمن زیاده ز زاغ وزغن شود

10

غافل مشو که سنبل گلزار جنت است

صائب ز عشق، هر که پریشان سخن شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور