غزل شمارهٔ 1360

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اریگذشت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
1

مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت

از تهی مغزی حیاتم در سبکساری گذشت

2

خواب غفلت فرصت وا کردن چشمی نداد

روز من در پرده شب از سیه کاری گذشت

3

در شبستان عدم شد شمع کافوری مرا

آنچه از شبهای تار من به بیداری گذشت

4

می توانم بی تأمل سینه زد بر تیغ کوه

لیک نتوانم به آسانی ز همواری گذشت

5

بر دل خوش مشربم چون سایه ابر بهار

سختی دوران سنگین دل به همواری گذشت

6

سجده گاه بیخودان را احترامی لازم است

از در میخانه می باید به هشیاری گذشت

7

ظالمان را آیه رحمت بود فرمان غزل

چشم او در دور خط از مردم آزاری گذشت

8

این جواب آن غزل صائب که خسرو گفته است

ضایع آن روزی که مستان را به هشیاری گذشت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور