Toggle stanza 1
گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
1

گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم

درمانده متابعت نفس سرکشیم

2

کردند پای بوس هدف تیرهای راست

ما از کجی مقید زندان ترکشیم

3

موج سراب در دل شب آرمیده است

ما روز و شب ز طول امل در کشاکشیم

4

چون خار اگر گلی نشکفت از وجود ما

از جسم زار سلسله جنبان آتشیم

5

در جام لاله ریخت نمک سردی خزان

ما از می غرور همان مست و سرخوشیم

6

چیدند گل ز دولت بیدار غافلان

ما همچو خوابهای پریشان مشوشیم

7

دیویم چون ز خویش خبر دار می شویم

چون بیخبر شویم ز هستی پریوشیم

8

صائب چو موج بر سر این بحر بیکنار

دایم ز خوش عنانی خود در کشاکشیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور